شاعری با دفتری از گلوله های خیس

خرید بک لینک
فکر می کنم این چیزی شبیه به شعر نو یا نمی دانم بحر طویل را نزدیک به نُه سال پیش نوشته باشم. پیش درآمدی عاشقانه دارد؛ اما کاملا سیاسی است!آن زمان نگاه خوش بینانه تری به انتخاب های جمعی داشتم با اینکه نشانه های وقوع یک انتخاب اشتباه و فاجعه هولناک را در رفتار و کردار مردم «حس» می کردم. آن دوران در نها شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

1 راه را گم کرده امتمام نشانه ها و پلاک ها از من می گریزندخیابان خشمگین زیر پایم را خالی می کندو شانه ام از بوسه ناگاه یک ریسمان نامرئی زخم برداشته است... راه را گم کرده امانگار تهران به صفحه ای سفید و مچاله نقل مکان کرده استنه گنجشکینه کافه و کتاب و روزنامه ای... راه را گم کرده امو آنقد شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

نمیxadدانم نزد خداوند مهربان، مقام زن عاشق بلندتر است یا مرد عاشق؟ مقام زن صبور و عفیف یا مرد صبور؟ نمیxadدانم رفتار خداوند با مردان عاشق چگونه است اما من که زن هستم، هر زمان که زخم بندگانش بر روح و قلبم سنگینی میxadکند، محال است هرم گرم دلجوییxadهای خداوند را بر قلب و شانهxadهای خود احساس نکنم.این روزها شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

§ تدریس برای زنان/ مردانی که به آن دلxadبستگی دارند، فرآیند بیxadنهایت جذابی است. به قول سیمین دانشور گرانقدر، نصفش معلمی و نصف دیگر آن بازیگری است و من همیشه این حرفه دشوار را دوست داشتهxadام.§ سالxadهاست که به امید بهxad دست آوردن تازهxadهایی راهxadگشاتر، تدریس رسمی و تریبونی را کنار گذاشتهxadام اما هنوز از خ شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

دو ترانه از سال های بسیار دیر و دور... شبیه برف و زمستونم،شبیه صاعقه در بارونشبیه یک گل پژمرده،شبیه لیلی بی مجنون یه وهم ِرو به زوالم من،یه زخم ِروشن و بی پرواهمیشه با تو و دور از تو،همیشه غرق دعا؛تنها... دچار یک غم ممنوعم،دچارخاطره هایی سرخاسیر ِپنجره ای درمه،اسیر ِفاصله هایی سرخ من از شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

همیشه سر وکله زدن با کلمات را دوست داشتهxadام. به ویژه کلمات زبان نفهم، اخمو، لجباز و بدقلقی که با سماجتی عجیب از سیطره و دام نظم صحیح واژهxadها میxadگریزند.در تمام سالxadهایی که در جهان کلمات زندگی کردهxadام، سینهxadام پر شده است از رازها و معناهایی که این موجودات شیطان/ معصوم برایم افشا کردهxadاند. رازهایی شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

پرده را بیانداز...از جهان آنسوی این پردههای روشن بعد از تودچار هذیان میشومو اندوهیکه یکعمر از تو دور و پنهان نگاه داشتهامبا گریه از رگهایم بالا میآید... نمیتوانم تو را از خویش برانمناگزیر بر دیوار کهنه و ناایمن عمرم حمله میکنمکتابها و عکسها و خاطرههایت رابه شعلههای سرکش آتش م شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

این غصه مرا عاقبت از پای در میآورد...اینکه بی من...اینکه محبوب زنان و دلبرکان دیگر این شهراینکه دلخواه باد و باران و بهار پشت پنجرهای حتی... گیرم که راه بر رودخانه ببندمپرندهها را از شاخههای پرشکوفه بیاویزمگیرم که امر کنم باران مست نباردبیایمپشت در خانهات بست بنشینم شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

به دریا مشکوکمبه دیوار ساکت و بلند خانه همسایهبه آن شکوفه چهارپر بازیگوشو کلمات تازهای که در اردیبهشت مستوارد کتابهایم میشوندبه اردیبهشت مشکوکم... امروز مردی شیشهایدر سطل اندوهگین زبالهتمام رویاهای مردهاش را به نام فرا میخواندامروز مردی شیشهایبه شاخه درخت خمیده آنxad گونه نگاه کرد شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

من همانم

مرگ...!

نازنینی مهربان

پیروز، بی تکرار

ساغری پربار

خسته ای از روزگارِ تلخ ِ لاکردار؟!

یک نفس بنشین و جام باده را بردار..!

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

صفحه بندی